پلمپ نکنید! پلمب کنید!

در فرهنگ لغات عمید، پلمب با املای فرانسوی plomb  به معنای مُهر کوچکی که بعد از بستنِ درِ جایی یا چیزی با نخ به آن وصل می ‌کنند تا از دست‌ خوردگی در امان بماند. پلمب شدن به معنای بسته شدن و تعطیل شدنِ جایی است. حالا چرا این ‌ها را می‌ گوییم؟ راستش دیگر خسته شدیم این‌قدر در نشریات و خبرگزاری‌ های استان در چند ماهِ اخیر، خبرِ پلمب‌ شدنِ کارگاه‌ های غیر مجاز و غیره را شنیدیم آن ‌هم با املای بسیار غلطِ «پلمپ»! چرا باید این اشتباه را این ‌قدر تکرار کنیم آن هم اهالیِ رسانه که باید اهلِ قلم و فرهنگ و ادبیات باشند؟

 

پلمب در فرهنگ لغات

فرهنگ فارسی معین

(پُ لُ) [ فر. ] (اِ.) 1 – قطعة سرب یا موم آب شده ای که برای جلوگیری از دستکاری و سوءاستفاده به سر پاکت یا در مغازه یا خانه یا مکان دیگری مهر شود، مهرو موم . (فره ). 2 – مجازاً به معنی تعطیل کردن و بستن جایی .

 

فرهنگ فارسی

سرب، اسرب، ساچمه، مهرسربی کوچک

فرهنگ عمید

مُهر سربی کوچک سوراخ دار که بعد از بستن در جایی یا چیزی با نخ به آن وصل می کنند تا از دست خوردگی در امان بماند.
* پلمب شدن: (مصدر لازم ) [مجاز] بسته شدن، تعطیل شدن جایی.

جدول کلمات

سرب, مهر سربی
کلمهپلمب
اشتباه تایپی~glf
آواpolom
نقشاسم

این مقاله بروزرسانی می شود..

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 2 میانگین: 5]